محمد تقي جعفري
81
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
( امروز ( رستاخيز ) بدهانهاى آنان مهر مىزنيم ، دستشان با ما صحبت مىدارد و پاهايشان به اندوخته هاى آنان گواهى مىدهد ) . ( ( 2470 ) ) گر خطا كشتم ديت بر عاقله است عاقلهء جانم تو بودى از الست ديهء قتل خطايى بر عاقله است . عاقلهء انسان خداست چه معنا دارد ؟ از نظر فقهى اگر قتل از روى خطا اتفاق بيفتد ، قصاصى وجود ندارد ، بلكه بايد ديهء مقتول از عاقلهء قاتل گرفته شود . تعيين عاقلهء قاتل مورد اختلاف نظر مىباشد . آن چه كه معروف ميان فقها است ، عاقلهء يك انسان خويشاوندان پدرى او است ، مانند برادرها و عموها و فرزندان آنان ، و در بارهء پدر كه آيا از عاقله است يا نه ؟ اختلاف نظر وجود دارد . در حكمت اين حكم فقهى مطالبى را مىتوان مطرح كرد . از آن جمله : ايجاد وابستگى ميان خانواده ها و جلوگيرى از تلاشى آنها ، وقتى كه احساس كنند كه خسارت خطاها و اشتباهات جنايى دامن گير آنها هم خواهد گشت ، در تعليم و تربيت و راهنمايىهاى اخلاقى و دينى بذل مساعى خواهند كرد . طعم انسانى اين حكم در دوران ما بهتر احساس مىشود ، زيرا غربت و بيگانگى انسانها به حدى از شدت رسيده است كه بدين وسيله مىتوان نام دوران ما را دوران بيگانگى انسانها از خويشتن و ديگران ناميد . اما اين كه عاقلهء انسان خداست ، از يك جهت متين و معقول است و آن وابستگى